أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
317
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
گفتار در دلالت دولت شيرافكن به جانب شروان نوبت دوّم شاه دينپناه را با تخت سعادت انجام و لشكرى به كثرت انجم بر رأى صحيفهگشاى صفحهآراى ناقدان عيّار سخنورى و واقفان معيار هنرپرورى محجوب نماند كه ، چون در وقت شكست شيرانشاه فرخ يسار كه كشتگانش به دار البوار و زندگانش گرفتار قيد اسار گشته بودند ولد ارشدش [ 406 ] شيخ ظهير الدّين ابراهيم كه بر زبان اهل اعتبار به شيخ شاه اشتهار دارد در وقت محاربه از پدر التماس آن نموده بود كه در آن محاربه مقدّمة الجيش باشد و شيرانشاه خطّ رد بر مسؤول او كشيده او را از اين ممرّ ملول و مخذول ساخته بود . و گويند كه او در آن روز از اين جهت دست از حرب و چنگ از جنگ كوتاه داشته چون شكست به لشكر ايشان راه يافت ، او قضيهء « من نجا برأسه فقد ربح » « 1 » سرمايهء حيات دانسته به اقدام فرار با گروهى از مخصوصان خود به مملكت گيلان گريخته آن سر منزل را به ميمنت « مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً » « 2 » ميمون شمرده مأمن ساخت . و در فرصتى كه شاه دينپناه حسين كيا را گياصفت عرضهء داس قهر و غضب فرموده قلعهء استا را با ساير اشيا به قيد تصرّف درآورد و حيطهء تملّك سلطان محمود ميرزاى شروانى ولد قاضى بيك كه آقجهء قاضى بيگى منسوب به اوست ، به شرف پابوس نوّاب استسعاد يافته منشور ايالت شيروانات به اسم سامى آن نامور نامى شده بود بعد از چندى كه فدايى او را در شيروان به قتل رسانيد ، شيخ شاه استشمام روايح سلطنت ديار خود كرده به اقدام اهتمام به موطن اصل شتافته . چون حوالى آن از فرّ وجود والى خالى بود ، بر مسند سلطنت و حكومت آنجا متمكّن گشت و بعضى از مردم خود را با تحف به خدمت خلاصهء شاه نجف فرستاده از روى نيازمندى و تضرّع خبر داده بود كه قلادهء عبوديت و طوق بندگى در گردن [ 407 ] نيازمندى و رقبهء سرافكندگى دارم و تمرّد را از فرمان واجب الاذعان موجب خسارت دوجهانى مىشمارم . لاجرم
--> ( 1 ) . فرايد اللئال فى مجمع الامثال ، ج 2 ، ص 262 . ( 2 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 97 . « هركه بدان داخل شود ، ايمن است » .